کد خبر : ۵۰,۹۶۲
اگر در فوتبال مردان مشکل زیر ابرو برداشتن و پوشیدن لباس های غیر متعارف است، در فوتبال و فوتسال زنان مشکل حادتر است. موضوع بحث های حاشیه ای دربین آنها مسایل جنسی است، این ها در حد حرف هم نیست. موضوع به حدی جدی است که حتی فدراسیون خبر اخراج هفت بازیکن مشکل دار را رسمی اعلام کرده. این حاشیه ها حتی دامن شهرزاد مظفر، سرمربی سابق تیم ملی فوتسال را هم گرفته، مربی ای که شاید موفق ترین مربی زن ایرانی باشد که فوتسال را به نایب قهرمانی آسیا رسانده، بهترین مقامی که برای زنان ایران در همه ورزش های گروهی به دست آمده. مظفر کنار رفته و همانطور که خودش در مصاحبه با تماشاگران امروز پیش بینی کرده بود، مربی هم که بعد از او برای تیم ملی انتخاب شد، ماندگار نشد. مظفر از در این گفت و گو از خودش و شاگردانش دفاع می کند:

*خبرهای بدی شنیده ایم که می خواهند شما را از فوتبال کنار بگذارند. واقعا فدراسیون فوتبال قید شهرزاد مظفر را زده؟ کلمه اخراج را به کار برده اند؟

 نه. از عمق سیاست های فدراسیون خبر ندارم اما تا روز آخری که بودم، رابطه خوبی با آقای کفاشیان و خانم شجاعی داشتم. الان هم که به نظر می رسد اینطوری است.

*پس چرا این حرف ها مطرح است؟

توضیح دادنش یک کم سخت است. شرایط طوری پیش رفت که دیدم استعفا بدهم بهتر است.

*یعنی خودتان کناره گیری کرده اید؟

بله.

*روزهای آخر سال قبل قرار بود کلاس مربیگری برگزار شود. گفته می شد مرتضی محصص اسم شما را از لیست مربیان این کلاس هم حذف کرده؟

من که مدرک مربیگری ب را دارم. ولی از بقیه اش خبری ندارم.

*این مسایل اخیر چطور پیش آمد؟ مسایل مشکلات جنسی دختران موضوع تازه ای نبود. تقریبا از اولین سال هایی که فوتسال زنان راه افتاد، این حرف ها مطرح بود. اگر خاطرتان باشد سالی که در تیم فوتسال ابزار مهدی مربی بود، بازیکنی داشتید که از ظاهری بیشتر شبیه پسران بود. بعدها گفته شد که جراحی کرده و تغییر جنسیت داده. بعضی از مسئولان تیم ها همان موقع اعتراض کردند و حتی مدعی بودند که چند نفر دیگر هم این مشکل را دارند. واقعا این مشکلات بود؟

من از آن بازیکن خبری ندارم و واقعا نمی دانم جراحی کرد یا نه. ولی در فوتسال من چنین مواردی را ندیده ام.  بعد از این اخباری هم که از فدراسیون بیرون آمد و گفتند هفت نفر را محروم کرده اند، من هنوز نمی دانم که این تعداد کدام بازیکنان هستند. از فوتبال که خیلی دورم، در فوتسال هم در این مدت دو سال و نیم نه بازیکنی در تیم ملی مشکلی داشته و نه در تیم باشگاهی ام. کسی که محروم نشده. در لیگ فوتسال هم تیم های دیگر را هم که هر هفته بازی دارند و  می بینم، ندیده ام که کسی محروم شده باشد.  اینقدر خبرها گنگ و مبهم و سربسته است من که خودم درگیر این کارم، دقیق نمی دانم چه خبر است. فقط به ضرص قاطع می توانم بگویم که از تیم ملی فوتسال و تیم باشگاهی خودم کسی محروم نشده.

*بعضی از افراد مشکل فیزیکی دارند. مثلا همان بازیکن ابزار مهدی ظاهرش نشان می داد که با بقیه دخترها فرق می کند؟

او هم مشکل دوجنسی نبود. دو جنسی تعریف مشخصی دارد. اینطور نیست که اگر ظاهر کسی متفاوت بود، برچسب دو جنسی بهش بزنیم. اختلالات هورمونی مساله پیچیده ای است. این اخبار محرومیت این هفت بازیکن هم مربوط به سه سال قبل است، نمی دانم چرا الان منتشر می شود.

*دکتر هاشمیان چرا الان اعلام کرده؟

اگر مربوط به الان است، باید مشخص شود که این بازیکنان محروم شده اند.  در مصاحبه هایشان گفته بودند فوتسال و فوتبال ولی در فوتسال هیچ محرومی نداشته ایم. قبل از شروع لیگ از همه بازیکنان تست گرفتند. پس مشخصا بازیکنانی که بازی می کردند، مشکلی نداشتند.

*چه سیاستی پشت این داستان بوده که خواسته اند بازیکنان محروم را الان اعلام کنند؟

به گذشته که برمی گردم می بینم بعد از هر موفقیتی این موضوع مطرح شده.

*الان هم بعد از نایب قهرمانی تیم فوتسال در آسیا این موضوع مطرح می شود؟

دقیقا. بعد از هر موفقیتی یک عده ناراحت می شوند. در مقطعی که هیچ مساله ای نیست، یک دفعه این موضوع اعلم می شود.

*این اتفاقات علیه شماست یا علیه تیم ملی فوتسال؟ بعضی از مربیان دوست ندارند موفقیت های شهرزاد مظفر را ببینند یا با تیم ملی مشکل دارند؟

با من مشکل دارند.

*هفت هشت سال قبل موضوع دوجنسه ها مطرح شد. بعضی از مربیان ادعا می کردند که در تیم باشگاهی شما بازیکنان دو جنسه بازی می کنند. آنها حتی می گفتند که سند هم دارند.

من در طول مربیگری چه در تیم های باشگاهی و چه در تیم های ملی هرگز چنین مشکلی نداشتم. مگر همچین چیزی امکان دارد؟ حرف زدن خیلی آسان است. کینه ورزی ها و غرض ورزی های شخصی اینقدر زیاد است که به منافع ملی ضرر می زند. در مقدماتی جام جهانی که در ویتنام برگزار شد، دقیقا قبل از اینکه از اینجا برویم، روی چند بازیکن دست گذاشتند. موقعی که به ویتنام رسیدیم، قبل از بازی اول، نماینده ای اف سی، گفت از همان سه بازیکن باید تست بگیریم.

*یعنی از ایران به ای اف سی خبر داده بودند که این سه بازیکن مشکل دارند؟

مطمئن باشید که همینطور بوده. از این سه بازیکن تست گرفتند و معاینه بدنی شدند. نامه اش آمد که مشکلی ندارند و می توانند بازی کنند. ببینید که برای ضربه زدن تا کجا پیش می روند. اگر سه بازیکن ما هم محروم می شد، چه اتفاقی می افتاد؟ این دودش به چشم کی می رفت. اینجا فقط روی ظاهر افراد قضاوت می کنند و راحت برچسب دوجنسی به آنها می زنند.

*خیلی از بازیکنان فوتبال و فوتسال در کشورهای دیگر هم هستند که ظاهر متفاوتی با دخترها دارند. شاید نوع بازی روی ظاهرشان تاثیر می گذارد.

اتفاقا ما در ویتنام که بودیم، برنامه مان این بود که تمرین میانمار را ببینیم. سرتایمی که دادند، رفتیم. اما دیدیم یکی از تیم های مردان تمرین می کند. از آنها پرسیدم که پس تمرین تیم دختران میانمار کی شروع می شود، گفتند همین تیم که تمرینش را دیدید، تیم دختران تیم میانمار بود. هیچ کدام از ما تشخیص نداده بودیم که از آنها دختر بودند. این به معنی این نبود که همه آنها دوجنسی بودند. این خیلی بد است که ما به راحتی با آبروی بچه هایمان بازی کنیم. آن سه بازیکنی که برچسب دو جنسی بهشان زده بودند، همگی از بچه های شهرستان بودند. می گفتند آبرو برای ما نگذاشتند دیگر نمی خواهیم بازی کنیم.

*موضوع رسانه ای شده بود؟

دهان به دهان اسمشان گشته بود. مگر شما دکترید؟ چطور دکتر ای اف سی این را تشخیص نداد و فقط شماها متوجه شدید. متاسفانه این بدترین انگی بود که به این بچه ها چسباندند.

*البته یک انگ دیگر هم هست. حتی می گویند در تیم ملی گرایش های جنسی غیر از گرایش های معمول وجود دارد. مدتی قبل که با یکی از بچه های تیم ملی صحبت می کردم، می گفت تحمل بعضی از رفتارها را نداشته و به همین دلیل اردو را ترک کرده.

این موضوع را صددرصد تکذیب می کنم. به دلیل اینکه اردوی ما در خوابگاهی برگزار می شود که حالت سراسری را دارد و اتاق کادر شیشه ای است و کاملا به خوابگاه بازیکنان اشراف دارد. این موضوع کاملا برای خراب کردن فضای اردو مطرح شده. این حرف ها همیشه از طرف مربیانی مطرح شده که نه با تیم های باشگاهی شان نتیجه گرفته اند و نه با تیم ملی.  اگر مساله اینقدر علنی است، چرا همه درباره اش حرف نمی زند.

*این وسط فدراسیون هم مقصر است.دکتر هاشمیان بعد از سه سال چرا الان مطرح می کند؟

برای خود من هم این موضوع مساله است.

*شما با فدراسیون جلسه ای در این باره نداشته اید؟

نه صحبتی نکرده ایم.

*فدراسیون حتی نپرسید که چرا حاضر نیستید همکاری کنید؟

چرا پرسید. من راهمه می شناسند وقتی تصمیمی می گیرم، تمام است. حالا استعفا نداده ام که مثلا بخواهم ناز کنم. واقعا دلیل استعفایم همین حرفاست. برای من کار در این فضا سخت شد. اگر قرار است کار کنیم، باید کار کنیم نه اینکه سرمان را در زندگی شخصی افراد ببریم. کار من مربیگری است کنکاش در زندگی خصوصی افراد نیست.  اگر مساله علنی باشد، شرایط فرق می کند. اینطور نیست که این اتفاقات در تیم ملی بیافتد و من ساکت بمانم. هر کس مشکلی داشته باشد، جایش در تیم ملی نیست. ما برخورد می کنیم.

*این استعفای شما به ضرر بچه های تیم ملی نیست، شاید آنها بیشتر اذیت شوند.

اتفاقا دوست دارم بچه ها ادامه بدهند. با آنها صحبت کرده ام. تیم ملی مثل قطاری است که همه از مربی گرفته تا بازیکن سوار و پیاده می شوند. الان سرمربی پیاده شده و یکی دیگر این قطار را جلو می برد، بازیکن باید بازی اش را انجام بدهد.

*شما موقعی هم که والیبال بازی می کردید، مخالف زیاد داشتید.

یکی از علت هایی که احساس می کنم دیگر نمی توانم ادامه بدهم، این است که همه چیز از حالت رقابت خارج و به دشمنی و کینه ورزی تبدل شده. معنی رقابت از بین رفته. اینکه ما برای به  زیر کشیدن یکی حاضر شویم انواع تهمت ها را بزنیم و به هیچ کس هم رحم نکنیم، این اخلاقی نیست. همیشه یک جریان مخدوش بوده. یک عده که کارشان را بلد نیستند و به هیچ چیز اخلاقی اعتقادی ندارند، هر کاری که خواسته اند کرده اند. من یک سوال می پرسم، من در این ده دوازه سال نمی توانستم حرفی بزنم؟

*اتفاقا سوال این است که چرا هیچ وقت از خودتان دفاع نکرده اید؟

برای اینکه این حرف ها به قدری بی ارزشند که قابل جواب دادن نیستند. اگر به شما بگویند جاسوس سیا هستید، تکذیبش می کنید؟ من هیچ وقت حاضر نبودم که دهان دهان این افراد بگذارم. همیشه سعی کرده ام از این افراد فاصله بگیرم.

*این حرف هایی که از سرمسایل جنسی مطرح است، درباره بعضی از تیم های ورزشی زنان زده می شود. کافی است دو دختر هم خانه شوند. اما چرا در فوتبال این مساله به فدراسیون می رسد و علنی می شود؟

آدم هایی که الان این قضیه را در فوتبال مطرح کردند، اگر 10 سال قبل در والیبال یا بسکتبال بودند، این حرف ها را در آن رشته ها می زدند. علتش مجموعه ای است که آنجا کار می کنند.

*منظورتان این است که فدراسیون هم مقصر است؟

بله. چطور ممکن است که با حرف مقابله شود. این وظیفه من نیست که یک قداره دستم بگیرم و بگویم چرا این حرف ها را می زنید. حرف را نمی شود جمع کرد. باید قانون با این مساله را مطرح کند.

*اینکه کمیته پزشکی حرف بزند با این که زنان بین خودشان حرف بزنند، خیلی متفاوت است. تا زمانی که کمیته این مساله را مطرح نکرده بود، کسی این مساله را علنی نکرده بود.

من اگر جای شما باشم از کمیته پزشکی این سوال را می پرسم.

*اسم چند نفر را داده اند. یکی شان که زمرد نام است.

او که دروازه بان تیم ملی فوتبال بود که در جهت زن شدن، جراحی کرد.

*یک کم درباره اتفاقات خوب حرف بزنیم. الان بعد از این نایب قهرمانی فوتسال در آسیا وضعیت فوتبال و فوتسال زنان را چطور می بینید؟ این نایب قهرمانی آخرین اتفاق خوب بود؟

آینده را نمی شود پیش بینی کرد.

*این بچه ها اولین گروهی بودند که فوتبال و فوتسال را شروع کرده بودند و با سختی ها و موانعی که آن موقع بود.انگیزه آنها  با بچه هایی که الان راحت بازی می کنند، متفاوت بود  و به نظر نمی رسد که در نسل جدید، پتانسیل بالایی برای تکرار این مقام باشد.  الان هم گفته می شود این تیم پشتوانه مطمئنی هم ندارد.

درست اما شرایط بهتری وجود دارد. آن موقع امکانات نبود، لیگ نداشتیم. الان تا حدودی اسپانسر هست و وضعیت مالی بهتر شده. این تیم   10 سال در سطح متوسط دست و پا می زد، بازی مهم نداشت و مقام بالایی نداشت. من همه اش فکر می کردم که باید از مرحله سکون در بیاییم و به استانداردهای جهانی نزدیک شویم. ما این پرش را داشتیم. این اتفاق توقعات و ظرفیت ها را بالا می برد و دوست ندارد به عقب برگردد.

*این ظرفیت و توقع در سیستم مدیریت هم هست؟

این موفقیت در این سیستم مدیریتی به دست آمده.

*خیلی از موفقیتها به دست می آیند ولی دیگر تکرار نمی شوند.

من از فردای همان روزی که به ایران برگشتیم، نگران برنامه های بعدی بودم. ما اصولا اینطوری هستیم که بعد از یک موفقیت در باد آن می خوابیم و به خواب زمستانی می رویم. من می خواستم همه را بیدار کنم و از فرصت هایی که از دست رفت، ناراحت بودم. واکنش ما بعد از موفقیت ها خوب نیست. ولی متاسفم که بگویم، اگر تیم ما نتیجه نگرفته بود، الان این حرف و حدیث ها نبود. الان هم همه کارهایشان را انجام می دادند.

*بعد از این اتفاقات بازیکنان با شما صحبت کردند، چه حرف هایی می زدند؟

حرف زدیم. خیلی ناراحتند. همه دل شکسته اند. همه فکر می کردیم بعد از نایب قهرمانی تیم ، همه چیز خیلی بهتر می شود. اما دقیقا بعد از کره همه چیز به هم ریخت و سخت تر شد.

*پاداشی هم که نگرفتند؟

فدراسیون یک میلیون تومان و یک سکه نیم بهار به همه داد. همه فکر می کردند بعد از سال ها که برای هیچ و پوچ بازی می کردند، حالا موقعیتی شده که از نظر مالی می توانند شرایط بهتری داشته باشند، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. این مسایل را برعکس چیزی که انتظار می رفتیم، پیش رفت.

*انتخابات فدراسیون هم نزدیک است، برنامه ای برای نایب رییسی ندارید؟

من آدم اجرایی نیستم.

*درباره آدم ها نمی خواهم نظر بدهید، چه ایراداتی را  به مدیریت این فدراسیون می گیرید؟

اصولا آدم منفی گری نیستم. بیشتر نیمه پر لیوان را ببینم. زمانی سعی می کنم حرف بزنم که انتقاداتم نتیجه ای بدهد وقتی تاثیری ندارد حرفی نزنم، بهتر است.

*نمی خواهم انتقاد کنید، ایراد کلی که می شود به فدراسیون گرفت، چه بوده؟

( یک سکوت طولانی) ترجیح می دهم نظری ندهم.

*مساله ازدواج نکردن زن هایی هم که در ورزش هستند،دردسر ساز شده.

کجای دنیا می بینید بابت ازدواج کردن که کاملا یک مساله شخصی است ، دیگران نظر بدهند. درباره زنی که چند بار طلاق گرفته، چطور بقیه حرف می زنند؟ من هم می توانم درباره زندگی شخصی همه حرف بزنم. الان در دنیا وقتی فرم درخواستی را برای جایی پر می کنی، بعضی از آیتم ها را مثل ملیت، وضعیت تاهل و حتی مذهب را حذف کرده اند. می گویند این مسایل در تصمیمات تاثیرمی گذارد. ببینید که این چقدر برای حریم شخصی احترام قایل می شوند. ما هی این موضوع را کوچکش می کنیم. زندگی دیگران به ما ربطی ندارد، کار ما نیست. این به جای خیلی بدی می رسد. این نقطه پایانش جایی است که سنگ روی سنگ بند نمی شود. این بازی خطرناکی است.

*قبلا مشکل تهرانی و شهرستانی بود. دو دستگی از این نوع بود. اما الان بحث ها دیگر جدی تر شده.

به خاطر اینکه همان موقع با آن حرف ها مقابله نشد و الان به خودشان جرات می دهند که بحث های بدتری را مطرح کنند.

*این بحث ورزش را از بحث اصلی اش خارج نمی کند؟

چرا همین طور است. امروز من شهرزاد مظفر در این فضا به جایی رسیده ام که سرمربیگری تیم ملی دیگر برایم ارزشی ندارد. این خطرناک است. مگرهمچنین چیزی می شود.عشق من تیم ملی کشورم است. بهترین لحظات زندگی من موقعی بوده که توانستم برای ایران افتخار کسب کنم. من هیچ لحظه خوشی به اندازه زمانی که تیم نایب قهرمان شد، نداشتم. کار به جایی می رسد که خیلی های دیگر بیرون می روند. راهی که ما شروع کرده ایم، پایان خوشی ندارد. من همیشه مثل عجل معلق بالای تیمم بودم. خانم ها حراستی که همیشه با تیم بودند، همگی می گفتند، تیمی که تو بالاسرش هستی، به حراست نیازی ندارد. بارها شده بود، در راهروی هتل خودم قدم می زدم که مشکلی پیش نیاید. من اینطوری مواظب تیمم بود. در این دوسال و نیم هیچ کس نتوانست آتویی از تیم من بگیرد. هر جا رفت از نظر اخلاقی بهترین بود، البته به جز ایران. من این تناقص را نمی توانم قبول کنم. ما خوبیم یا بد؟ من نمی دانم واقعا چه می گذرد. خارج از تیم من به ربطی ندارد اما درمحدوده تیم ملی، همه بچه های تیم من سالم بودند و سرسلامت بودنشان قسم می خورم. ش

۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۰:۴۰

اظهار نظر خوانندگان

  • خواهشمند است نظر خود را تا حد ممکن به زبان فارسی بنویسید .
  • نظرات توهین آمیز ، تکراری و غیر مرتبط منتشر نخواهد شد .
  • نظرات ارسالی بعد از تایید منتشر خواهد شد.
  • مسئولیت محتوای نظرات به عهده اظهار نظر کننده و قابل تعقیب می باشد . 

تعداد کاراکتر باقیمانده: 2000
نظر خود را وارد کنید