کانال تلگرام کانون رسمی هواداران باشگاه استقلال   صفحه اینستاگرام کانون رسمی هواداران باشگاه استقلال   فتو فرهادی - طرح بلایند - 1200-800   تبلیغات رادکام

رونالدو، قصه شاه پریان

رونالدو، قصه شاه پریان
قصه پریان با قلم خود و تجدید خاطره های نجیب زاده فوتبال دکتر صدر.
توپ به رویش لبخند می زند، توپ به جستجویش برمی خیزد؛ توپ به او نیاز دارد. رقص کنان جلو می روند و جلو. به او نیاز داریم. به رونالدو به ستاره ای که افسانه را به واقعیت برایمان گِره زده. چشم در چشم عاشقان سینه چاکش دوخته است و می گویند خداوند او را سی و چهار سال کرده است.
روزگاری چهره اش را در بیلبوردهای منچستر به سوی باندی نشانه گرفته بودند. زیر آن نوشته شده بود...
"همه چیز ممکن است، همه چیز."
چندی بعد؛ گلش به پورتو نجاتی بود برای یک قهرمانی و اولین کفش طلای دوران بازیگری اش.
چند سالی بعد در مادرید؛ تعریف از او چیزی دیگر بود. یادداشت کرده بودند
"رویای یک پسر بچه "
در حالتی که او شق و رق ایستاده، دست هایش را حلقه زده بود پایین کمرش، چشم دوخته به طرفداران جنوبی ویسنته کالدرون. یکی از همان ژست های همیشگی اش، همان شبی که او سه بار توپ ها را به دروازه رقیبت سنتی مادریدی ها نواخته است. همه را میخکوب و رئال را برنده آن دیدار بزرگ که دربی می خواندیم.
او راه و رسمی که "میل بی حصر به پیروزی" خوانده می شد را ادامه داده بود، رنج فردی به علاوه سرمستی جمعی را. نغمه بی وفایی، تعریف های تعجب برانگیز که او در سی سالگی به بعد از جمع بزرگان فاصله گرفته و می گیرد. اما او چیزی دیگری را تعریف می کرد. پروازش در آسمان در بالاتر ها سِیر می شد.
در فینال کاردیف، رونالدو از راه رسیده و دروازه بوفون را باز کرده. گلوله سپید بر تور نشسته و مواجش کرده. دویده و حظ وافرش از گشودن دروازه را به رخ کشیده: یک شب دیگر، یک فینال دیگر. یک گل دیگر. دروازه باز شده.
 دوباره و دوباره. نشان داده در هنر بازکردن قفل ها همان ساحری همیشگی باقی مانده. حتی در 32 سالگی.
از او و یک پرواز دیگر؛ پاهایش از بال هایش بالاتر بوده، توپ را لمس و ثانیه ای بعد به تور بوفون چسبانده، گزارشگر فریاد زده ( وای خدای من ).
این بار در تورین جایی از دل جماعت حیرت زده دود سیگار بالا می رفت، بیشتر و بیشتر و این بار پسر پرتغالی در معبدگاه خودشان آن ها را قربانی کرده، شکست داده و آن شب چیزی جز ستایش او نداشتند.. نه نداشتند.
او سی و چهار ساله است و حال آقای گل بانوی پیر، آقای سری عشق، در صورتی که دگردیسی جسمی رونالدو از فصلی به فصل دیگر خبر از مرارتی که در خلوت کشیده بود می داد. با این نهیب که هیچ چیز ارزشمندی، آسان به دست نخواهد آمد.
پس خودمان را فدای هر ستایشی بر وصف او خواهیم کرد.
تولدت مبارک.
 
نویسنده: ابوالفضل کریم آبادی

 
۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ۱۸:۲۸
Insta: abolfazl_sadrr |
کلیدواژه ها: رونالدو کریستیانو 

اظهار نظر خوانندگان

  • خواهشمد است نظر خود را تا حد ممکن به زبان فارسی بنویسید .
  • نظرات توهین آمیز ، تکراری و غیر مرتبط منتشر نخواهد شد .
  • نظرات ارسالی بعد از تایید منتشر خواهد شد.
  • مسئولیت محتوای نظرات به عهده اظهار نظر کننده و قابل تعقیب می باشد . 

تعداد کاراکتر باقیمانده: 2000
نظر خود را وارد کنید