مسائل موجود بین مدیران پرسپولیس باعث شده تا مسائل جارى در تیم از نظرها پنهان بماند. توجه افکار عمومى به اختلاف هاى هیأت مدیره از رو شدن موارد دیگر جلوگیرى کرده است. در نگاه اول شاید این مسأله بد هم نباشد اما واقعیت این است که آنچه به عنوان حاشیه پردازى مطبوعات مورد ایراد قرار مى گیرد همواره باعث مى شود باشگاه ها روى مسائل داخلى خود اشراف پیدا کنند و به فکر حل و فصل آن بیفتند تا کمتر از آن لطمه ببینند. و اما آنچه داخل تیم در حال شکل گیرى است، بحرانى خزنده است که شامل یکى، دو نفر نمى شود. بازیکنان در حال دسته بندى بین خود هستند. بعضاً بازیکنان غیر هم پست با یکدیگر دچار چالش شده اند. نیکبخت دیگر مانند سال قبل رو بازى نمى کند. او به خاطر تعهدى که سپرده، آرامش را در دستور کار قرار داده است اما عوض شدن آدم ها به سادگى میسر نیست. تعدادى از بازیکنان جدید تیم احساس کرده اند اگر اقدامى نکنند به حاشیه رانده مى شوند و البته هنوز اقدامى هم نکرده اند. از سوى دیگر بازیکنان فصل هاى گذشته که هنوز در تیم حضور دارند، احساس مى کنند حق آب و گل پیدا کرده اند و باید در تیم براى خود بر و بیایى داشته باشند. صحبت علیه یکدیگر کم کم رواج مى یابد. البته آنها با داشتن الگوهایى مثل این مدیران نباید هم به گونه دیگرى رفتار کنند. از سوى دیگر افشین قطبى به عنوان سرمربى تیم آن ارتباط صمیمانه لازم را با بازیکنان ایجاد نکرده است. شاید او احساس مى کند با توجه به عدم حضور استیلى و مرزبان نیازى به این کار ندارد، البته ضرورتى هم ندارد که سرمربى حتماً با بازیکنان دوست باشد. شیوه کار مربیان در این بخش فرق مى کند اما به نظر مى رسد در جایى مثل پرسپولیس چنین نیازى وجود داشته باشد. به هر حال در باشگاهى که مدیران آن پیوسته در جدل با یکدیگر هستند، محلى براى حل مشکلات اینگونه باقى نمى ماند و به این ترتیب باید منتظر روزهاى سخت تر بود. دسته بندى در داخل تیم فقط موضوعى مربوط به بازیکنان نیست، چون به نظر مى رسد مدیران باشگاه نیز تلاش مى کنند هر یک براى خود از داخل تیم یار بگیرند و اخیراً هدایتى به خاطر برخوردارى از پول و سرمایه نسبت به سایرین شرایط بهترى داشته است.
|