کد خبر : ۹۶,۵۱۱
توقف برابر نساجی آن هم در اولین سفر به قائمشهر بعد از 27 سال باعث شد تا استقلال در آستانه شهرآورد بیشتر از همیشه ضعف های تاکتیکی خود را نشان بدهد. به گزارش "ورزش سه"، یک توصیه مهم در همین ابتدا:"انکارهرگز، راه حل خوبی نیست". ممکن است چمن ورزشگاه نساجی افتضاح باشد، ممکن است هر پرتاب اوت تیم نساجی یک دقیقه به بالا طول بکشد، ممکن است هر بازیکن تیم نساجی حداقل دو بار با تمارض به مصدومیت وقت کشی کرده باشد و ده ها ممکن دیگر، اما شک نکنید یک چیز ممکن نیست:"اینکه استقلال به خاطر چیزی متفاوت از ضعف هایش موفق به پیروزی نشده باشد"؛ به خاطر چیزی متفاوت تر از"هوش تاکتیکی تیم".
استقلال شفر؛ فشار بیاور تا اشتباه کنند

 

 

نمره منفی در هوش تاکتیکی

بله، هوش تاکتیکی؛ مولفه ای که اتفاقا مهمترین عامل برای غلبه بر تیم های چغر و بدبدنی مثل نساجی است، مولفه ای که در یک سیکل "تکرار، غافلگیری، تغییر، فشار" بازتولید شده؛ اندازه گیری می شود.  از بررسی فعل "تکرار" شروع کنیم آن هم با دو پرسش؛ استقلال چند بار در بخش طراحی حمله برای باز کردن فشردگی دفاع حریف، دو بار پیاپی از یک گزینه استفاده کرده است؟ و چند بار برای نفوذ به باکس جریمه، دو بار پیاپی به یک شکل رفتار کرده است؟ 12 دوگانه تکراری در بخش طراحی و 7 دوگانه پیاپی در بخش باکس بازکنی. حالا این خوب است یا بد؟ برای هوش تاکتیکی استقلال نشانه ای مثبت است یا منفی؟ مطمئنا بد، مطمئنا منفی. چون تکرار باعث "شناخت" می شود، اما نه شناختی کمک کننده برای تیم شما، بلکه شناختی بازدارنده علیه تیم شما. صحنه های تکراری طراحی حمله در هفت مورد به این صورت اتفاق افتادند: بین سهرابیان و منتظری با واسطه گری کریمی مجموعه ای از پاس های ساکن عرضی در تقاطع خط مرکزی صادر می شدند و سپس کریمی یک پاس نامطمئن در یک فضای نامطمئن به سمت راست ارسال می کرد و هرچه تکرار این ماجرا بیشتر می شد "سازماندهی واکنشی" نساجی هم نسبت به "پیش فرض های حرکتی" حریف قوی تر شده و پاس ها را نامطمئن تر از قبل هم می نمود. به طور خاص در فواصل دقایق پنجاه تا پنجاه و پنج این فعل سه بار پیاپی صورت پذیرفت. چه انتظاری از تیم حریف دارید؟ چشمهایش را ببندد!

 

ایست ناگهانی در روند حرکتی

اساسا همین مسئله تکرار در نوع طراحی حمله برابر فشردگی نساجی و بازی ضعیف علی کریمی در پست "مامور انتقال" باعث ناکامی تیم شفر در برپایی حملات بود. چون برابر یک تیم فشرده، برابر یک جبهه متحد شکستن خط اول از همه چیز مهمتر است. با شکستن خط اول رودخانه سرازیر می شود. باید گفت که حداقل در مورد این استقلال که شفر آن را هدایت می کند حضور علی کریمی خیلی نامتقارن جلوه می کند. بازیکنی که با سردی که در بازی اش دارد بارها و بارها گرمای بازی تیم را به تب و لرز تبدیل می کند و حتی بدتر از آن اینکه به عنوان یک بازیکن که تلاش عجیب و غریبی برای اجرای بازی با آرامش دارد، دقت پاس خیلی ضعیفی در ارسال پاس های نمره چهار و پنج به ثبت می رساند. ضمن اینکه به عنوان پست شش تیم که قرار است سوییچ را بزند و استقلال را به حرکت بیاندازد در فهم این نکته مهم که پاس های عرضی اش باید جلوتر از بازیکن فرستاده شود تا میل تهاجمی را بالا ببرد هم ضعف دارد. مجموعه ای از مشکلات که شاید در یک تیم دیگر خصوصیت تلقی شوند ولی حالا اینجا فقط یک "ایست  ناخواسته" تاکتیکی را ایجاد کرده است.

 

وابستگی عجیب به کارهای تکراری

در مورد 7 دوگانه پیاپی نفوذ به باکس، مساله عدم تنوع حتی عمیق تر نیز هست. چهار دوگانه به صورت ارسال از سمت چپ و سه دو گانه به صورت ارسال از سمت راست. آنچه که بیشتر از اینکه یک "رویداد پیش آمده" در جریان بازی باشد که توسط نساجی به صورت آنی شناسایی و  بازداشت شده، یک "تاکتیک رقابتی پذیرفته شده" هست که استقلال بدون ذره ای نگاه بدبینانه، به شکلی بدسابقه به آن وابسته است. و خوب یارگیری نفر به نفر حریف در جناحین از همان دقیقه اول در دستور کار قرار داشت. پس فهم این موضوع ساده است که چرا استقلال با وجود زوج حیدری و غفوری در جناح راست موفق به خلق موقعیت از روی سانتر نشد! چون استقلال می خواست یک کار تکراری انجام بدهد و تکرار باعث شناخت می شود و شناخت راه های نفوذ را می بندد و تیم شما موفق به گلزنی نمی شود و این سیکل خطی غیر قابل تغییر است. مگر اینکه از نقطه آغازین شروع کنید و دست از بازی های تکراری بردارید.

 

غافلگیری پازل گمشده استقلال

 به سراغ مولفه دوم برویم، غافلگیری. استقلال 57 بار وارد یک سوم هجومی شد ولی فقط 18 بار توانست به داخل باکس نفوذ کند. 39 تلاش ناموفق، چرا؟ چون عنصر غافلگیری در توسعه حمله تیم بسیار ناچیز بود. غافلگیری یعنی اینکه وقتی حمله شما در یک کانال به بن بست می خورد آیا با اصراری لجوجانه سعی در پیشروی از همان کانال را خواهید داشت یا با غافلگیری هوشمندانه اقدام به شیفت حمله کرده و نفوذ را از مسیر بهتری ادامه خواهید داد؟ با توجه به فشردگی دفاعی نساجی در تمام زوایا و کانال های زمین خودی این امر جزو لاینفک توسعه حمله استقلال باید می شد. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد. فقط 3 شیفت موثر جهت غافلگیر کردن نظام دفاعی حریف. (لازم به ذکر است که در هر بازی برای هر تیمی صدها شیفت غیر موثراتفاق می افتد، مثلا یک پاس کوتاه عرضی هم یک شیفت به حساب می آید، ولی بحث اینجا در مورد شیفت های موثر است، یعنی شیفت هایی که در مرحله توسعه حمله اتفاق می افتند و حمله را یک پلن از نظر طولی جلوتر می برند) پس وقتی از تنها سه شیفت موثر استقلال صحبت می کنیم بدون شک دلیل کمبود آن جلوی چشممان رژه می رود: عدم گزینه های حمله کننده کافی و اضافه شونده. وقتی یک هافبک در مرکز زمین در حال حمله است اگر همزمان جناحین هم در حال تهاجم بدون توپ باشند آیا به محض بن بست مسیر، از آنها استفاده نمی کند؟ آنچه که در این بازی و البته تا حدودی کل لیگ برتر مستتر است همین بحث تفکیک بین بازی بدون توپ و تهاجم بدون توپ می باشد. بازیکنان فقط تا عرض مهاجم صاحب توپ حرکت می کنند و از تهاجم های بدون توپ ریسکی به عمق غافل هستند. این در حالی است که ما می دانیم امروزه حرکت های بدون توپ در انواع شکل ها تفکیک و آموزش داده می شود که یکی از مهمترین این شکل ها تاکتیک فرار از عقب روی عمق بازیکن صاحب توپ است چون کاملا دفاع حریف را با ورود یک نفر جدید غافلگیر می کند. اما خوب استقلال تسلطی نسبت به این موضوع نداشت و حقیقتا نمره صفر برای آیتم غافلگیری تولید شده توسط این تیم، نمره دور از انتظاری نمی باشد.

 

پست عجیب برای الحاجی گرو؛وینگر راست

مولفه سوم؛ تغییر. استقلال چند بار از تغییر"پست- چینش" نسبت به وضعیت آغازین استفاده کرد؟ خوب وقتی  قدرت انجام حملات متنوع جهت گریز از شناسایی های حریف را ندارید ضمن اینکه آنها را غافلگیر هم نمی توانید بکنید پس حداقل باید سعی کنید با اعمال تغییرات در اعداد بازی، راه حل های مختلف را امتحان کنید. در این مورد ما فقط شاهد تغییراتی حول محور جناح راست و الحاجی گرو بودیم. با ورود گرو به جای حیدری،شفر ووریا را یک خط عقب تر برد و از گرو در پست وینگر راست استفاده کرد. اما دور بودن الحاجی از باکس جریمه در پست وینگر کاملا مشهود بود، برای همین با تغییر سیستم به چهار- سه- سه و استفاده از وی به عنوان مهاجم راست سعی کرد با استفاده از قدرت بدنی این بازیکن چند ثانیه توپ را پشت باکس حفظ کند تا بازیکنان دیگر بتوانند با اضافه شدن به محوطه جریمه بر تراکم نساجی از طریق تراکم تهاجمی غلبه کنند. اما مشکل آنجا بود که لازمه این امر که پوشش فضای بین غفوری و گرو توسط هافبک ها بود صورت نمی گرفت و به همین دلیل خود مهاجم تنومند آفریقایی برای توپگیری به عقب می آمد و انرژی اش در حفظ توپ های غیر موثر لب خط در تقاطع یک سوم میانی و هجومی تلف می شد.  با وجود اینکه گرو مهمترین موقعیت تیمش را به دست آورد و همچنین تغییر محسوس منطقه حفظ توپ تیم از مرکز زمین به مناطق جلویی میدان، پس از به بازی آمدن وی را شاهد بودیم حداقل می توانیم در این یک مولفه از چهار مولفه سنجش هوش تاکتیکی آبی ها، نمره متوسطی را در نظر بگیریم.

 

نتیجه گیری؛ فشار بیاور تا اشتباه کنند

حالا مولفه نهایی؛ فشار. نظرات مختلفی در مورد"اشتباه کردن"در بازی وجود دارد. مورینیو معتقد است تیمی که بیشتر توپ را دارد بیشتر در معرض اشتباه کردن است. عده دیگری معتقدند اشتباه به خودی خود رخ می دهد ولی استفاده از اشتباه نه، پس باید روی دومی تمرکز کرد. این دسته فوتبال شاعرانه برزیلی را می پسندند. اما همچنان بیشترین اقبال به نظریه مطرح شده توسط توتال فوتبالی هاست. "فشار باعث اشتباه می شود". این قدر حمله کن تا حریف بلاخره یک جا به تو فضای لازم را بدهد. احتمالا این نظریه در مقابل تیم هایی مانند نساجی منطقی ترین هم باشد. با این نظر بیایید ببینیم استقلال چند بار در طول بازی توانسته با ایجاد فشار و انجام حملات پیاپی، بیشتر از چهار دقیقه نساجی را در محاصره قرار دهد؟ دقت کنید که در مورد چهار دقیقه حمله پیاپی بحث می کنیم، نه چهار دقیقه مالکیت توپ. چند بار؟ فقط دو بار. یک بار بین دقایق 28 تا 32 و یک بار هم 37 تا 41. البته اگر فشار احساسی و عاری از فرهنگ بازی صحیح وقت های اضافه را در نظر نگیریم. باز هم نیاز به یک دقت دیگر است. یک دقت مهم. دقت کنید این آمار در حالی توسط استقلال ثبت شده که بدون چون و چرا نود دقیقه مالک بازی بوده است. استقلال به جز دوبار هرگز نتوانسته با چند حمله پیاپی، یک فشار هجومی صددرصدی را بر حریف وارد کند تا مقدمات انجام کار اشتباه توسط دفاع نساجی را مهیا کند و این یعنی ورای تمام موضوعات، تیم در ایجاد شدت مشکل جدی دارد. ایجاد شدتی که توسط دو گزینه تولید می شود. پرس حمایتی پیگیر که همانطور که گفتیم علی کریمی به عنوان مسئول آن خیلی کند و تاخیری رفتار می کند و توانایی تزریق میل پرس را به تیم ندارد. و دوم استفاده تیم از حداکثر توان نفری در حمله که هر لحظه در هر فضا یک بازیکن باشد و خوب در بالا به این هم اشاره شد که علاوه بر وابستگی آبی ها به سانترهای جناح راست، کلا مقوله بازی بدون توپ تهاجمی برای بازیکنان یک امر تعریف نشده است. مطلقا با این ضعف ها انتظار ایجاد شدت نداشته باشید. ما در دنیایی علت و معلولی زندگی می کنیم. آیا استقلال در برابر نساجی چغر و بد بدن توانست با نمایش هوش تاکتیکی بر حریف چیره شود؟ در نتیجه خیر و در تاکتیک های بازی هم نه. تیم شفر با ضعف مفرط در سه مولفه تکرار،غافلگیری ، فشار و نمره ای متوسط از مولفه تغییر، خود را فاقد این  توانایی نشان داد.

نویسنده؛ مجتبی مرشدنژاد

۲ مهر ۱۳۹۷ ۱۰:۴۲

فتو فرهادی - طرح بلایند - 1200-800   تبلیغات رادکام

اظهار نظر خوانندگان

  • خواهشمند است نظر خود را تا حد ممکن به زبان فارسی بنویسید .
  • نظرات توهین آمیز ، تکراری و غیر مرتبط منتشر نخواهد شد .
  • نظرات ارسالی بعد از تایید منتشر خواهد شد.
  • مسئولیت محتوای نظرات به عهده اظهار نظر کننده و قابل تعقیب می باشد . 
ناشناس
۱۳۹۷/۰۷/۰۲ United Kingdom
0
0
3

بازی نساجی با بازی دربی زمین تا آسمان تفاوت دارد و مطمئن باشید شفر برای بازی دربی و برنده شدن در آن بازی نقشه دارد .


تعداد کاراکتر باقیمانده: 2000
نظر خود را وارد کنید